X
تبلیغات
مجتمع فن ونک
شنبه 13 آذر ماه سال 1389 ساعت 09:47 AM

مقدمه
قبل از این که درباره محلول ها صحبت کنیم، بگذارید محلول ها را از انواع دیگر مخلوط ها جدا کنیم. محلول ها گروهی از مولکول ها هستند که با توزیعی کاملاً یکنواخت پخش شده اند. یک کم سخت شد، نه؟!
دانشمندان می گویند: محلول ها سیستم های همگن هستند. حالا همگن یعنی چه؟ در انواع دیگر مخلوط ها ممکن است یک طرف مایع مقدار زیادی از یک چیز (ماده) را در خود داشته باشند ولی یک طرف دیگر از آن چیز کمتر داشته باشد. چنین مخلوطی همگن نیست! اما غلظت محلول ها در تمام نقاط سیستم شان کاملاً یکسان و همگن است. بگذارید با یک مثال موضوع را روشن کنیم:
اگر در آب شکر بریزیم، شکر در آب حل شده و در تمام لیوان آب به طور یکنواخت پخش می شود. اما در مخلوط آب و ماسه، ماسه به ته آب می رود و یک طرف آب بیشتر از طرف دیگرش ماسه دارد. به همین دلیل می گوییم که شکر و آب محلول هستند ولی آب و ماسه مخلوط هستند.

 

آیا هر چیزی می تواند حل بشود؟

خیلی چیزها حل می شوند. محلول ها می توانند شامل جامداتی باشند که در مایعات حل شده اند، یا گازهایی باشند که در آب حل شده اند (مثل آب گازدار). محلول ها می توانند از حل شدن گازها در گازها یا مایع در مایع ها به وجود بیایند. اگر شما بعضی چیزها را با هم ترکیب کنید و آن ها در یک توزیع یکنواخت پخش بشوند، به آن محلول می گویند.

احتمالاً نمی توانید به راحتی کسی را پیدا کنید که محلول جامد در جامد درست کند. اما این محلول ها وجود دارند. آن ها اول به شکل محلول جامد یا مایع در مایع هستند ولی بعد در دمای اتاق سخت می شوند. آلیاژهای انواع فلزات مثال های خوبی از یک محلول جامد در جامد در دمای اتاق هستند.

پس یک محلول ساده اساساً دو ماده است که با یکدیگر ترکیب شده اند. یکی از آن ها حل شونده نامیده می شود. حل شونده ماده ای است که حل خواهد شد (مثل شکر) ماده دیگر حلال است، که حل کننده است (مثل آب) اگر بخواهید تشخیص بدهید که کدام یک از دو ماده حل شونده است، به عنوان یک قانون بدانید که معمولاً مقدار حلال از حل شونده بیشتر است.

 

ساختن محلول ها:

پس چه اتفاقی می افتد؟ چطور می شود محلول ساخت؟ دو مایع را با هم مخلوط کنید و هم بزنید. به همین سادگی! اما علم، این کار ساده را به سه مرحله تقسیم می کند. وقتی دارید این مراحل را می خوانید به خاطر داشته باشید که (حل شونده = شکر) (حلال = آب) - (سیستم = لیوان)

حل شونده در حلال قرار می گیرد و شروع به شکسته شدن به تکه های کوچک تر می کند.

مولکول های حلال شروع به حرکت در همه جهات کرده و برای مولکول های حل شونده جا باز می کنند. مثلاً مولکول های آب برای مولکول های شکر جا باز می کنند.

حل شونده و حلال با یکدیگر برهم کنش می دهند(یعنی با هم کنش و واکنش می کنند) تا زمانی که غلظت هر دو ماده در تمام سیستم یکسان شود. حالا باید مقدار شکر حل شده در آب، در بالا و ته و وسط و همه جای لیوان یکسان باشد.

 

آیا هر چیزی می تواند محلول ها را تغییر دهد؟

البته! هر چیزی می تواند غلظت مواد موجود در محلول را تغییر دهد. در این مورد دانشمندان از واژه حلالیت استفاده می‏کنند. حلالیت توانایی یا قابلیت حلال (مثلاً آب) برای حل کردن حل شونده (مثلاً شکر) است. ممکن است شما قبلاً اثر دما روی حلالیت را در کلاس درستان دیده باشید. معمولاً وقتی حلال ها را گرم می کنید، می توانند مقدار بیشتری مواد جامد را در خود حل کنند (مثلاً شکر بیشتر ) و در عوض مقدار کمتری گاز در حلال گرم، حل می شود (مثلاً دی اکسید کربن کمتر در نوشابه گرم) فاکتور مهم بعدی فشار است. وقتی که فشار محیط اطراف محلول را افزایش می دهید، معمولاً مقدار بیشتری گاز در آن حل می شود. دوباره به قوطی نوشابه تان فکر کنید. قوطی می تواند گاز را درونش نگه دارد زیرا محتویات قوطی تحت فشار زیادی هستند. آخرین عامل مهم ساختار مواد است. بعضی چیزها در یک نوع خاص ماده آسان تر حل می شوند. مثلاً شکر به آسانی در آب حل می شود، اما روغن در آب حل نمی شود. پس می گوییم که آب نسبت به روغن حلالیت کمی دارد.

محلولها ، مخلوطهایی همگن هستند. محلولها را معمولا بر حسب حالت فیزیکی آنها طبقه بندی می‌کنند: محلولهای گازی ، محلولهای مایع و محلولهای جامد.
محلولها ، مخلوطهایی همگن هستند. محلولها را معمولا بر حسب حالت فیزیکی آنها طبقهبندی می‌کنند محلولهای گازی ، محلولهای مایع و محلولهای جامد. بعضی از آلیاژهامحلولهای جامدند؛ سکه‌های نقره‌ای محلولهایی از مس و نقره‌اند و برنج محلولی جامداز روی در مس است. هر آلیاژی محلول جامد نیست، بعضی از آلیاژها مخلوطهایی ناهمگناند. محلولهای مایع متداولترین محلولها هستند و بیشترین کاربرد را در بررسیهایشیمیایی دارند. هوا هم مثالی برای محلولهای گازی می‌باشد.

ماهیت محلولها


در یک محلول ، معمولا جزئی که از لحاظ کمیت بیشترین مقدار را دارد، حلال و سایراجزا را مواد حل شده (حل شونده) می‌گوییم. اما گاهی آسانتر آن است که جزئی از محلولرا با آنکه مقدارش کم است، حلال بنامیم و گاهی اصولا اطلاق نام حلال و حل شونده بهاجزای یک محلول (مثلا محلولهای گازی) چندان اهمیتی ندارد.
بعضی از مواد به هرنسبت در یکدیگر حل می‌شوند.امتزاج پذیری کامل از ویژگیهای اجزای تمام محلولهای گازیو بعضی از اجزای محلولهای مایع و جامد است. ولی غالبا، مقدار ماده ای که در حلالمعینی حل می شود، محدود است. انحلال پذیری یک ماده در یک حلال مخصوص و در دمایمعین، بیشترین مقداری از آن ماده است که در مقدار معینی از آن حلال حل می شود و یکسیستم پایدار به وجود می آورد.

غلظت محلول

برای یک محلول معین ، مقدارماده حل شده در واحد حجم حلال یا در واحد حجم محلول را غلظت ماده حل شده می‌گوییم. مهمترین نوع غلظتها که در آزمایشگاه بکار می‌رود مولاریته و نرمالیته است. مولاریتهعبارت است از تعداد مولهای یک ماده که در یک لیتر محلول وجود دارد. به همین دلیل آنرا مول بر لیتر یا M/L می‌گیرند. نرمالیته یک محلول عبارتست از تعداد هم ارز گرمهای (اکی والان گرم های) ماده موجود در یک لیتر محلول. نرمالیته را با N نشان می‌دهند.


انواع محلولها


محلولهای رقیق محلولهایی که غلظت ماده حل شده آنهانسبتا کم است. محلولهای غلیظ
محلولهایی که غلظت نسبتا زیاد دارند.
محلول سیر شده


اگر مقدار ماده حل شده در یک محلول برابر با انحلال پذیری آن درحلال باشد، آن محلول را محلول سیر شده می‌نامیم. اگر به مقداری از یک حلال مایع ،مقدار زیادی ماده حل شونده (بیشتر از مقدار انحلال پذیری آن) بیفزاییم، بین ماده حلشده و حل شونده باقیمانده تعادل برقرار می‌شود. ماده حل شونده باقیمانده ممکن استجامد ، مایع یا گاز باشد. در تعادل چنین سیستمی ، سرعت انحلال ماده حل شونده برابربا سرعت خارج شدن ماده حل شده از محلول است. بنابراین در حالت تعادل ، غلظت ماده حلشده مقداری ثابت است.


محلول سیر نشده


غلظت ماده حل شده در یک محلول سیرنشده کمتر از غلظت آن در یک محلول سیر شده است.


محلول فراسیرشده

می‌تواناز یک ماده حل شونده جامد ، محلول فراسیر شده تهیه کرد که در آن، غلظت ماده حل شدهبیشتر از غلظت آن در محلول سیر شده است. این محلول ، حالتی نیم پایدار دارد و اگرمقدار بسیار کمی از ماده حل شونده خالص بدان افزوده شود، مقداری از ماده حل شده کهبیش از مقدار لازم برای سیرشدن محلول در آن وجود دارد، رسوب می‌کند.


خواص فیزیکی محلولها

بعضی از خواص محلولها به دو عامل ، نوع ماده حل شده و غلظت آندر محلول بستگی دارند. این مطلب برای بسیاری خواص فیزیکی محلولها از جمله ،محلولهای آبی درست به نظر می‌رسد. برای مثال، محلول نمک طعام در آب بی رنگ پرمنگناتپتاسیم در آب، بنفش صورتی است (در اینجا نوع ماده حل شده مطرح است). افزون بر این ،می‌دانیم که هر چه بر محلول پرمنگنات آب بریزیم و آن را رقیقتر کنیم، از شدت رنگ آنکاسته می‌شود (اینجا غلظت محلول مطرح است).
یکی دیگر از خواص فیزیکی که به ایندو عامل بستگی دارد، قابلیت هدایت الکتریکی محلول آبی مواد گوناگون است.
چهارخاصه فیزیکی دیگر از محلولها وجود دارد که به نوع و ماهیت ذرات حل شده بستگی ندارد،بلکه فقط به مجموع این ذرات وابسته است. به عبارت دیگر ، تنها عامل موثر بر خواصمحلول در اینجا ، غلظت است. چنین خواصی از محلول را معمولا "خواص جمعی محلولها" (خواص کولیگاتیو
Colligative properties) می‌نامند و عبارتند از کاهش فشار بخار ،صعود نقطه جوش ، نزول نقطه انجماد و فشار اسمزی.

کاهش فشار بخار

وقتی یکحل شونده غیر فرار در یک حلال حل می‌شود، فشار بخار آن کاهش می‌یابد و مقدار کاهشبه مقدار حل شونده بستگی دارد. هر چه میزان حل شونده بیشتر باشد، میزان کاهش درفشار بخار بیشتر است. برای مثال اگر دو ظرف را در نظر بگیریم که در آنها مقدارمساوی مایع وجود دارد که یکی محتوی مولکولهای آب خالص و دیگری محتوی محلول قند درآب است، بدیهی است که تعداد مولکولهای آب در واحد حجم از آب قند ، کمتر از آب خالصاست. به همین نسبت ، تعداد مولکولهای آب در سطح آب قند ، نیز کمتر می‌باشد. بنابراین، نسبت مولکولهای پرانرژی آب که قادر به تبخیر از سطح آب قند هستند، کمترمی‌باشد و در نتیجه فشار بخار محلول کمتر می‌شود.


افزایش نقطه جوش

در اثرحل شدن مقداری حل شونده غیر فرار در یک حلال ، نقطه جوش آن افزایش می‌یابد. مقدارافزایش فقط به مقدار حل شونده بستگی دارد. برای مثال ، آب در شرایط متعارفی (دمای۲۵ درجه سانتیگراد و فشار بخار یک اتمسفر یا ۷۶۰ میلی متر جیوه) در ۱۰۰ درجهسانتیگراد می جوشد. اما اگر در آب، مقداری قند مثلا به غلظت یک مولال (یک مول در۱۰۰۰ گرم آب) بریزیم، فشار بخار محلول آب قند به اندازه ۱۴ میلی متر جیوه کاهشمی‌یابد و در نتیجه محلول در ۵۲/۱۰۰درجه سانتیگراد می‌جوشد.

کاهش نقطه انجماد

وقتی یک حل شونده غیر فرار در یک حلال حل می‌شود، نقطه انجماد آن کاهش می‌یابد. بنابراین دمای انجماد محلولهای آبی همیشه کمتر از دمای انجماد آب خالص است. استفادهاز این خاصیت در رادیاتور اتومبیل می‌باشد که برای جلوگیری از یخ زدن آب رادیاتوراتومبیل در زمستان ، به آن مقداری مایع به نام ضد یخ می‌افزایند. همچنین با اضافهکردن نمک (مانند کلرید سدیم) همراه با شن ریز روی آسفالت خیابانهای شهر ، هیدراتهشدن یونهای نمکها مستلزم مصرف مقداری آب است که از ذوب شدن برف فراهم می گردد. بنابراین آب نمک غلیظی فراهم می‌شود که حتی در ۲۰ درجه زیر صفر منجمد نمی‌شود.


فشار اسمزی

اگر در ظرف U شکلی ، حلال A از مخلوط حلال و حل شونده (B + A) به وسیله یک غشای نیمه تراوا ، جدا شود، چون فقط حلال از غشا عبور می‌کند، بعد ازرسیدن به حالت تعادل ، ارتفاع مایع در قسمت (حاوی B + A) که حل شونده وجود داردبالا می رود.
اگر به این ستون فشار وارد شود تا سطح مایع در دو طرف یکسان شود،این فشاراسمزی است که به علت حل شدن حل شونده غیر فرار در حلال ایجاد شده است.
به عکس فرآیند اسمز ، اسمز معکوس گویند که برای شیرین کردن آب استفاده می شود. همچنین برای تعیین جرم مولکولی پلیمرها ، پروتئینها و بطور کلی مولکولهای سنگین ازفشار اسمزی استفاده می‌شود.

 

محلول جامد

یک محلول جامد، جامدی است که دارای دو یا چند عنصر بوده و اتم‌های آنها در یک ساختمان بلوری واحد قرار گرفته و تشکیل یک فاز واحد را بدهند.

محلول جامد از نوع بین نشینی

۵ عنصر (B,H,N,C,O) که شعاع اتمی آنها کمتر از ۱ آنگستروم است، دارای اندازهٔ بسیار کوچکی بوده و معمولاً در فضاهای خالی بین اتم‌های عناصر دیگر (معمولاً فلزات واسطه) و در ساختمان کریستالی آنها قرار گرفته و تشکیل محول‌های جامد از نوع بین نشینی را می‌دهند.

به علت محدود بودن فضاهای خالی بین اتمی، این حلالیت معمولاً در حد بسیار محدودی صورت می‌گیرد.

به عنوان مثال می‌توان به WC (کاربید تنگستن) اشاره کرد.

محلول جامد از نوع جانشینی

در این نوع محلول‌های جامد، اتم‌های عنصر حل شونده بجای اتم‌های عنصر حلال و در ساختمان کریستالی آن قرار می‌گیرند.

مقدار حلالیت در این حالت می‌تواند از مقدار محدودی تا ۱۰۰ درصد تغییر کند.

انواع محلول جامد جانشینی

محلول جامد از نوع جانشینی تصادفی

محلول جامد از نوع جانشینی دسته‌ای (خوشه‌ای)

محلول جامد از نوع جانشینی منظم

خواص مکانیکی محلول‌های جامد

مواد حل شونده، معمولاً در شبکهٔ اصلی (حلال) تنش ایجاد می‌کنند. این تنش‌ها جلوی حرکت نابجایی‌ها (دیسلوکاسیون‌های فعال) را گرفته و باعث کمتر شدن تغییر شکل مومسان (تغییر شکل پلاستیک) ماده شده و سختی آن را افزایش می‌دهند.

[ویرایش] محلول‌های جامد فوق اشباع

محلول‌های جامد فوق اشباع معمولاً از طریق کوئنچ کردن از دمای بالا بدست می‌آیند. هنگام کوئنچ کردن، مادهٔ حل شونده فرصت کافی برای نفوذ و رسوب نداشته و در ساختار شبکهٔ حلال به دام می‌افتد.

مثالی از این مورد، مارتنزیت است که محلول جامد فوق اشباع کربن در آهن است.

شبکهٔ بلوری محلول‌های جامد فوق اشباع معمولاً متفاوت از شبکهٔ محلول‌های تعادلی است.

محلول کلوئیدی 

نقش حلال در تشکیل کلوئید

اجسام متبلور پس از انحلال در آب به مولکولهای ریز و کوچک و یا به یونها شکسته می‌شوند و عبور آنها از منافذ غشا به سهولت انجام می‌گیرد. امکان دارد که یک ماده در مجاورت حلالی به ابعادی برسد که از غشا عبور نکند، ولی نمی‌توان حلال را عامل قطعی دانست، زیرا دلیلی هم در دست نیست که نتوان مواد دیگر را به صورت ذرات کلوئیدی در آورد.
یک مثال موضوع را روشن می‌سازد. طلا ، نقره و مس در آب حل نمی‌شوند، ولی می‌توان دو قلمه آنها را در درون آب نزدیک به هم قرار داده و بین دو انتهای آنها جرقه الکتریکی عبور داد و محلول کلوئیدی آنها را بدست آورد. برعکس ، نمک طعام معمولی که در آب به خوبی حل می‌شود، در بنزن ، محلول کلوئیدی می‌دهد. صابون در آب ، حالت کلوئیدی و در الکل حالت کریستالوئیدی نشان می‌دهد. از این بیان نتیجه می‌گیریم که حالت کلوئیدی هم مانند سه حالت ماده (جامد ، مایع و گاز) باید منظور گردد.

ماهیت محلولهای کلوئیدی

در محلولهای واقعی ، ذرات جسم محلول به صورت مولکول و یا یون بوده و محیط همگن و یکنواختی بوجود می‌آورند، یعنی جسم محلول و حلال ، یک فاز تشکل می‌دهند. در محلولهای کلوئیدی ، واحدهای جسم محلول خودبه‌خود ذراتی حجیم می‌باشند و یا اینکه از چندین مولکول بزگ مجتمع شده بدست آمده‌اند. نشاسته به وزن مولکولی تقریبی 32000 از نوع اول و گوگرد از نوع دوم است.
این ذرات که امکان دارد از چندین هزار مولکول تشکیل شده باشند، بقدری ریز هستند که با چشم غیر مسلح دیده نمی‌شوند و در نتیجه چنین محلولی در صورت ظاهر به محلول حقیقی شباهت پیدا می‌کند. لیکن اگر ذرات به بزرگی میلیمتر به بزرگی میلیمتر برسند، با میکروسکوپ قابل روئیت می‌گردند و در نتیجه نام محلول کلوئید به محلول تعلیقی یا Suspensionتبدیل می‌شود و لذا حالت کلوئیدی را می‌توان حالت واسطه بین محلول واقعی و تعلیقی دانست. برای پی بردن به ماهیت محلول کلوئیدی از اولترامیکروسکوپ که « زیگموندی » اختراع کرده است، استفاده می‌شود.

تهیه محلولهای کلوئیدی

عملا تمام مواد را می‌توان به صورت محلول کلوئیدی در آورد. با این تفاوت که بعضی به آسانی و به مجرد مجاورت با حلال و برخی دیگر با اشکال و اخذ تدابیر مناسب به محلول کلوئیدی تبدیل می‌شوند. طرق متداول را می‌توان به دو راه کلی زیر تقسیم کرد:

طریقه تفرق و پرآکندگی

1.      تفرق مکانیکی: چنانچه از اسم آن پی برده می‌شود، در تفرق مکانیکی از آلات مکانیکی مانند هاون ، آسیاب و خردکنندگان الکتریکی استفاده می‌شود تا ذره درشت به ریز تبدیل گردد.

2.      تفرق الکتریکی: در تفرق الکتریکی ، فلزات را به محلول کلوئیدی در می‌آورند.

3.      پپتیزاسیون (Peptisation): در این عمل ، ذرات منعقد شده و بسته شده ، بوسیله عاملی از هم باز می‌شوند و به محلول کلوئیدی بر می‌گردند. در حقیقت پپتیزاسیون عکس عمل انعقاد می‌باشد. مثلا اگر هیدروکسید فریک تازه تهیه شده را در مجاورت کمی محلول کلروفریک بریزیم، محلول کلوئیدی هیدرات فریک بدست می‌آید.

طریقه تراکم

1.      برودت فوق‌العاده: یخ در کلروفرم

2.      کاهش قابلیت انحلال و یا تعویض حلال: محلول الکلی گوگرد در مقداری زیادی آب و یا محلول الکلی فنل فتالین که با آب به صورت محلول کلوئیدی در می‌آید.

3.      عبور بخار یک عنصر در مایع: مانند عبور بخارات جیوه در آب سرد که به آن ، کمی املاح آمونیوم افزوده شده است.

4.      واکنشهای شیمیایی: این طریقه‌ای است که در زمین ، شواهد بسیار دارد و در بحث ژئوشیمی از آن بیشتر گفتگو می‌شود. هر وقت که قابلیت حل جسمی در حلال بقدر کافی نباشد، می‌توان آن را با واکنش شیمیایی به صورت کلوئید رسوب داد. قبل از عمل ترسیب ، ماده غیر قابل حل در حالت مولکولی است و همین که واکنش شیمیایی آغاز می‌شود، مولکولها به هم پیوسته و بزرگتر می‌شوند و به ابعاد کلوئیدی در می‌آیند.

خواص کلوئیدها

برای کلوئیدها ده خاصیت مهم در نظر گرفته می‌شود:

ناهمگنی

همانطوری که گفتیم هر محلول کلوئیدی از ذرات خیلی ریزی که فقط با اولترامیکروسکوپ دیده می‌شود، تشکیل شده و برخلاف محلولهای واقعی همیشه ناهمگن می‌باشد.

فشار اسمزی

نباید انتظار داشت که فشار اسمزی محلولهای کلوئیدی بزرگ باشد، زیرا همانطور که گفتیم، ذرات معلق در حلال از اجتماع هزاران مولکول بدست آمده‌اند و حال آنکه در محلولها ذرات ، ماهیت و طبیعت شیمی فیزیکی خود را حفظ می‌کنند و در نتیجه فشار اسمزی که نسبت مستقیم با آنها دارد، زیادتر از تعداد ذرات مجتمع و متراکم محلولهای کلوئیدی است.

قابلیت صاف شدن

ذرات ریز محلولهای کلوئیدی به آسانی از منافذ کاغذهای صافی عبور می‌کنند. از همین روست که در آزمایشگاه از بشقابهای چینی لعاب نخورده استفاده می‌کنند.

پدیده تیندال

بوجود ذرات معلق در هوای یک اطاق تاریک و یا در سالن سینما در وقتی که اشعه از سوراخ تنگی داخل می‌شود، آشنایی داریم. همین پدیده با محلول کلوئیدی ظاهر می‌شود. این پدیده به نام پدیده تیندال ، بعلت پراکندگی نور در اثر ذرات می‌باشد و ارتباطی با انعکاس ندارد.

رنگ

رنگ محلولهای کلوئیدی از طول موج نور پخش شده بدست می‌آید و تابع بزرگی و ماهیت ذرات کلوئیدی می‌باشد.

حرکت براونی

مانند ذرات گاز که با حرکات منظم به اطراف پخش و پراکنده می‌شوند و با هم برخوردهایی دارند، ذرات محلولهای کلوئیدی حرکاتی نظیر آنها را دارا می‌باشند که به نام کاشف آن " براون " معروف گشته است.

کاتافوریزیس

یک خاصیت بسیار مهم محلولهای کلوئیدی که در ژئوشیمی نیز قابل توجه می‌باشد، دارا بودن بارالکتریکی ذرات می‌باشد. به این معنا که اگر محلول را تحت تاثیر میدان الکتریکی قرار دهیم، ذرات به سمت یکی از الکترودها متوجه می‌شوند. این پدیده که به نام کاتافورز مشهور گشته، با پدیده الکترولیز تفاوت دارد، زیرا در محلول الکترولیت ، دو نوع بار مثبت و منفی وجود دارد و هر بار به سمت قطب مخالف خود می‌رود، ولی در محلولهای کلوئیدی فقط یک بار ، گاهی مثبت و زمانی منفی وجود دارد. چنانکه ، بار محلولهای کلوئیدی هیدراتهای Fe ، Cr ، Al و بعضی اکسیدها مثل مثبت است، ولی فلزات Au ، Cu ، Ag و سولفورهای فلزات ، و نشاسته و چسب هوموس ، سلولهای منفی می‌باشند.

الکترواسموز

بار ذرات را می‌توان با استعمال میدان الکتریکی تعیین نمود. در آزمایش الکتروفورز ، ذرات نسبت به محیط تفرق و حلال در حرکت می‌باشند، اما می‌توان ذرات را ساکن و متوقف ساخت و محیط تفرق را به حرکت انداخت. این پدیده ، به نام الکترواسموز برای خشک کردن مواد رنگی و اخذ رطوبت از خاک چینی و غیره می‌باشد.

رسوب شدن و انعقاد

ذرات هر محلول کلوئیدی را می‌توان با افزایش یک الکترولیت مناسب رسوب داد.

حمایت

بالاخره برای حفظ محلولهای کلوئیدی و یا برای تعویق از رسوب شدن ذرات آنها می‌توان محلولهای کلوئیدی دیگری که پایداری بیشتری دارد و هیدروفیل می‌باشد، اضافه کرد. افزایش محلول دکسترین و یا نشاسته به مرکب خودنویس از روی این نظریه است. قدرت حفاظت و حمایت کلوئیدهای هیدروفیل نسبت به هم تفاوت بسیار دارد و از روی عدد طلا اندازه گرفته می‌شود. منظور از این عدد ، مقداریست از نظر میلی‌گرم از کلوئید حمایت کننده که به 10cc محلول کلوئیدی طلا که قبلا به آن ، 1cc محلول 10% نمک طعام افزوده شده، تاثیر داده می‌شود.

منابع :

دانشنامه رشد

دانشنامه آزاد ویکی پدیا