فراهم کردن امکاناتی برای مشتریان که با استفاده از آن بتوانند بدون نیاز به حضور در بانک و در تمام ساعات شبانه روز از طریق کانا لهای ارتباطی ایمن، با اطمینان عملیات بانکی خود را انجام دهند. بانکداری الکترونیکی یکی ازارکان اصلی خدمات الکترونیکی در معماری کلان دولت الکترونیکی است.
بانکداری اسلامی
منظور از بانکداری اسلامی , نوعی سیستم بانکداری می باشد که مبتنی بر قوانین اسلامی و نظریات اقتصادانان و علمای اسلام است.
اصل بانکداری اسلامی نیز متکی بر ممنوعیت اخذ ربا ( ربا خواری / بهره) می باشد که طبق موازین مقدس اسلام هر مسلمانی از آن منع شده است.
اصول بانکداری اسلامی
بانکداری اسلامی همان اهداف بانکداری متداول دنیا را دنبال میکند با این تفاوت که ادعا میشود عملیات بانکداری در این بانکها براساس فقه معاملات اسلامی صورت میگیرد.
مهمترین اصل در بانکداری اسلامی تقسیم سود و زیان حاصل از معامله و پرهیز از پرداخت ربا یا همان بهره پول است.
عمومیترین مفاهیم مورد استفاده بانکداری اسلامی شامل مضاربه (تقسیم سود)، ودیعه (به امانت گذاردن)، مشارکت (سرمایهگذاری مشترک)، مرابحه (قرارداد مبتنی بر قیمت تمام شده) و اجازه به شرط تملیک (لیزینگ) است.
در یک قرارداد رهنی به جای اینکه برای خرید یک کالا، وام در اختیار خریدار قرار بگیرد، بانکها خود اقدام به خرید کالا میکنند و آن را دوباره به خریدار میفروشند و وجه آن را به صورت قسطی دریافت میکند.
البته در این معامله سودی و یا جریمهای دریافت نمیشود.
به منظور جلوگیری از هر گونه قصور در این زمینه بانک اقدام به دریافت وثیقه میکند.
کالا یا ملک مورد معامله از آغاز به نام خریدار ثبت میشود. این کار مرابحه نام دارد.
یکی دیگر از مفاهیم در انجام معاملات اسلامی اجاره و اقتنا نام دارد که مشابه لیزینگ مستغلات است.
وام بانکهای اسلامی برای خرید وسائل نقلیه نیز شیوه مشابهی از لیزینگ است که وسیله نقلیه را با قیمتی بالاتر از قیمت معمول به خریدار میفروشد اما مالکیت خودرو را تا پایان مدت اقساط وام حفظ میکند.
نوعی دیگر از انواع تسهیلات بانکهای اسلامی پرداخت وام به شرکتها با نرخ بهره شناور است.
نرخ بهره شناور به عنوان نرخ بازده ویژه یک شرکت به حساب میآید. به علاوه اینکه سود بانک دقیقا برابر با سود خود شرکت خواهد بود.
این فرم از مفاهیم خدمات بانکداری اسلامی مشارکت نام دارد که بانک تامینکننده منابع مالی و شرکت پدیده آورنده و مجری پروژه است که در پی یک طرح اقتصادی به سرمایهگذاری مشترک میپردازند.
بنابراین این سود و زیان نیز به طور مساوی بین آنها تقسیم میشود و شرکت نباید در صورت شکست در پروژه هزینهها و زیان را برعهده گیرد.
مرکز مشاوره شریعت اسلامی
بانکها و موسسات اسلامی که به ارائه خدمات و تولیدات بانکداری اسلامی میپردازند. به تاسیس یک کمیته مشاوره بانکداری اسلامی نیازمندند.
هدف از تاسیس این کمیته اطمینان از اجرای احکام شریعت اسلامی در قراردادها و معاملات بانکی است.
عقود مختلف در بانکداری اسلامی
ودیعه (Wadiah)
در عقد ودیعه بانک به عنوان یک محافظ و معتمد برای سپردهگذاری در نظر گرفته میشود.
در بانکداری اسلامی هر شخص میتواند پول خود را به صورت ودیعه نزد بانک به امانت بسپارد و هر گاه که خواست میتواند آن را بدون کموکاست دریافت کند.
به این سپرده سودی تعلق نمیگیرد و در مقابل بانک با صلاحدید خود صاحب سپرده براساس میزان استفاده از سپرده هدیهای تقدیم میکند.
البته پرداخت این هدیه از سوی بانک نیز هیچگاه تضمین نمیشود اما بانک تلاش میکند برای پاداش دادن به سپردهگذار براساس طول یک دوره سپردهگذاری هدیهای به وی بدهد.
مرابحه Murabaha
مرابحه از نظر لغوی به معنی توافق دوطرفه برای سود یک معامله است. مرابحه قراردادی است که براساس آن فروشنده هزینه و سود مورد انتظار خود را اعلام میکند.
بانکداری اسلامی این نوع قرارداد را به عنوان یکی از تکنیکهای کاری خود پذیرفته است.
به عنوان یک تکنیک مالی مشتری از بانک درخواست میکند که یک کالای مشخص را برای وی خریداری کند و بانک با اعلام میزان سود علاوه بر هزینه خرید به مشتری این کار را انجام میدهد.
مضاربه Muzarabah
نمونهای از شراکت در استفاده از منابع مالی است که یک طرف مسوول تامین سرمایه و یک طرف وظیفه انجام کار، تخصص و مدیریت را برعهده میگیرد.
هرگونه منفعت به دست آمده براساس یک توافق قبلی بین طرفین تقسیم میشود در صورتی که هرگونه زیان تنها متوجه تامینکننده سرمایه است.
در این حالت بابت زیان شرکت و عامل اجرای پروژه خسارتی پرداخت نمیشود.
در این عقد به وامدهنده ربالمال و به وامگیرنده مضاریب میگویند. در بانکداری اسلامی تمامی سرمایه توسط بانک پرداخت میشود و اجرای تجارت و مدیریت آن برعهده طرف مقابل است.
در مضاربه هیچگونه زیانی تقسیم نمیشود. بانک در واقع صاحب دارایی است و عامل اجرایی به عنوان کارگر و یا کارگزار وی محسوب میشود.
تقسیم سود بیشتر همانند عقد مشارکت تقسیم میشود.
در مضاربه صاحب سرمایه حق مداخله در مدیریت و تجارت را ندارد مسوولیت این مهم برعهده عامل این پروژه است.
مهمترین ویژگی مضاربه امکان توافق بر سر تقسیم سود به هر نسبت بین طرفین است. مضاربه میتواند به صورت انفرادی و یا گروهی اجرا شود.
مشارکتMusharakah
مشارکت ارتباطی است که برمبنای یک قرارداد همکاری تجاری دوطرفه، سود و زیان حاصل از انجام کار بین طرفین تقسیم میشود.
مشارکت یک توافق است که در آن بانک اسلامی سرمایه مورد نیاز را تامین میکند که این سرمایه با آورده دیگر طرفین قرارداد و شرکت تجاری ترکیب میشود در این قرارداد همه طرفین حق دارند که در مدیریت فعالیت تجاری یا صنعتی مداخله کنند اما نیازی به انجام آن نیست.
در این عقد تجاری سود به دست آمده براساس توافق قبلی تقسیم میشود اما زیان احتمالی حاصل از کار براساس نسبت آورده سرمایه تقسیم خواهد شد.
مشارکت (Partnership Financing)
این نوع مشارکت یک توافق کلاسیک است. تمامی طرفین برای تامین مالی یک پروژه بازرگانی، صنعتی، سرمایهگذاری و غیره که ریسک موفقیت آن نیز همواره وجود دارد، همکاری میکنند.
میزان سود حاصل از این پروژه براساس توافقات قبلی بین شرکا تقسیم میشود، اما هرگونه زیان احتمالی براساس میزان حق و حقوق مشارکت طرفین تقسیم میشود.
در این مشارکت یک نفر به تنهایی نمیتواند خسارت ناشی از عدم همکاری دیگران را متقبل شود. مدیریت پروژه نیز بر عهده همه، برخی یا حتی یک نفر از اعضا خواهد بود.
مشارکت (Joint Venture)
این نوع مشارکت به نحوی است که دو طرف سرمایههای خود را در یک پروژه روی هم ریخته و در اجرای آن مشارکت میکنند و سود و زیان حاصل از کار را به نسبت میزان مشارکت بین یکدیگر تقسیم میکنند. در عقد مشارکت طرفین حق مداخله دارند، گرچه میتوانند از این حق خود چشم بپوشند و از طرف خود یک نفر را مشخص کنند یا این حق را به شریک خود تفویض کنند. در این صورت طبیعی است که بهره بردن از سود و یا بر عهده گرفتن میزان خسارت نیز با توجه به نقش طرفین در پیشبرد پروژه تعریف خواهد شد.
مشــــارکت در کل به دو نوع است. یکی مشـــارکت دائــــم (Permanent Musharakah) و دیگری مشارکت تقلیلی (Diminishing Musharakah) که در ذیل توضیح هر یک ارائه شده است.
مشارکت دائم
در مشارکت دائم یک بانک اسلامی در یک پروژه مشارکت میکند و براساس یک نسبت از پیش تعیین شده از سود بهرهمند میشود. مدت زمان این قرارداد معین نشده و میتواند بنا به خواسته طرفین ادامه یابد. این تکنیک برای تامین مالی پروژههای بلندمدت مناسب است. در شرایطی که منابع مالی مورد نیاز پروژه برای یک مدت طولانی تعریف شده و به بهرهبرداری رسیدن آن ممکن است به طول بیانجامد.
مشارکت تقلیلی
در این نوع مشارکت سهم آورده شرکتکنندگان در پروژه و سهم سود آنها بر پایه یک نسبت از پیش توافق شده تعیین میشود. اما در عین حال روشی را فراهم میکند که براساس آن سهم آورده بانک در پروژه کاهش مییابد و در نهایت این سهم به مالکیت دیگر شرکا در میآید.
این قرارداد اجازه میدهد که به مرور پرداخت بیشتر و بالاتری نسبت به حق واقعی بانک صورت گیرد و بانک به تدریج سود آورده خود را دریافت میکند و به علاوه سرمایه اصلی و حقوق مشارکتی بانک کمکم کاهش مییابد و پس از مدت معینی به صفر میرسد و شراکت بانک پایان مییابد.
شکل عقد مشارکت مالی میخواهد توسط بانکهای اسلامی به منظور انجام تجارتهای داخلی، واردات و چاپ اوراق اعتباری مورد استفاده قرار گیرد. این قرارداد همچنین میتواند در کشاورزی و صنعت به کار گرفته شود.
مشارکت در سرمایهگذاری مخاطرهآمیز Musharakah Venture Capital
این تکنیک مشارکت بین دو طرف در تامین مالی یک پروژه است. سهم سود هر یک از قبل توافقی تعیین میشود اما سهم زیان احتمالی بر حسب میزان مشارکت در طرح تعیین میشود و مدیریت پروژه بر عهده هر دو طرف است.
اجاره (Ijara)
معنی تکنیکی اجاره فروش یک حق عمری و رقبی معین در مقابل دریافت پاداشی معین است. عموما برای اجیر کردن و به خدمت گرفتن مورد استفاده قرار میگیرد، اجاره همچنین برای در اختیار گرفتن یک زمین در مقابل پرداخت اجاره بهای ثابت به صورت نقدی به کار گرفته میشود.
مضاربه (Muzarah) حالتی از اجاره است که صاحب زمین با اجاره دادن آن بخشی از محصول به دست آمده را به عوض اجاره دریافت میکند. همین روش نیز توسط بانک اسلامی به کار گرفته میشود. بانک براساس قراردادی ساختمان، لوازم و امکاناتی مشابه را در ازای یک اجاره بهای توافقی به مشتری اجاره میدهد. اجارهبها ثابت بوده آنچنانکه بانک مبلغ سرمایهگذاری اصلی به علاوه سود آن را کسب خواهد کرد.
لیزینگ
لیزینگ یکی از شیوههای قانونمند کسب درآمد براساس قوانین اسلامی است. در این شیوه یک دارایی واقعی مانند دستگاه، اتومبیل، کشتی و یا یک خانه میتواند از سوی موجر به مستاجر برای دوره معین در قبال قیمت معین اجاره داده شود. هزینه و منفعت در این معامله به صور روشن و آشکار در قالب قرارداد اجاره قید میشود. از این شیوه بانکهای بسیاری در کشورهای اسلامی استفاده میکنند. بانک توسعه اسلامی (IDB)، بانک اسلامی مالزی و تعدادی از بانکهای تجاری در پاکستان این شیوه را بهکار میگیرند.
براساس قرارداد اجاره یا لیزینگ یک بانک اسلامی یک دارایی را براساس مشخصات و خواستههای مشتری خریداری میکند و آن را با توافق طرفین ضمن تعیین مدت اجاره و میزان اجاره به مشتری اجاره میدهد. مشخصات و طبیعت دارایی مورد اجاره نیز به هنگام تعیین اجاره و زمان اجاره مورد نظر قرار میگیرد. در طول مدت لیزینگ مالکیت دارایی در اختیار اجارهدهنده (بانک) است. بانک این حق را دارد که این مالکیت را به اجارهکننده (مستاجر) انتقال دهد. در پایان مدت اجاره دارایی مجددا به بانک تحویل داده میشود.
اجاره به شرط تملیک (Lease to Purchase)
لیزینگ در معاملات مالی اسلامی از ظرفیتهای بسیاری برخوردار است و بانکهای اسلامی شیوههای مختلف آن را به مرور تجربه کرده و به کار میگیرند. توافق خرید اجاره یکی از این نمونهها است. براساس این توافق که به اجاره به شرط تملیک، فروش اقساطی یا «اجاره و الاقتناء» نیز معروف است، مورد اجاره در پایان دوره لیزینگ به تملک مستاجر در میآید و مبالغ پرداختی اقساط به جای اجاره (سود سرمایه) و همچنین اصل سرمایه محسوب شده و در پایان، مالکیت اجارهدهنده (بانک) سلب میشود.
از این روش عمدتا برای خرید منزل و اتومبیل استفاده میشود.
قرضالحسنه (Qars aL hasana)
قرضالحسنه یک وام با فضیلت است. وام قرضالحسنه با شرط اینکه در پایان دوره به هیچ عنوان مبلغی به آن اضافه نشود، پرداخت میشود. این وام بدون بهره برای اهداف خیریه یا برطرف کردن نیازهای سرمایهگذاریهای کوتاهمدت اعطا میشود. قرض گیرنده موظف است که تنها اصل مبلغ وام را بازگرداند. این وام فقط مخصوص افراد نیازمند است و پاداش پرداخت این وام نزد خداوند است.
بانکهای اسلامی در ارائه این وام به روشهای مختلفی عمل میکنند. برخی از این بانکها وام قرضالحسنه را صرفا برای سرمایهگذاری در خود بانک به متقاضیان ارائه میدهند. برخی دیگر به همه مشتریان این وام را پرداخت میکنند. برخی از بانکها این وام را صرفا به دانشجویان نیازمند و دیگر بخشهای اقتصادی ضعیف جامعه میدهند. تولیدکنندگان کوچک، کشاورزان و شرکتهایی که قادر نیستند از منابع دیگر نقدینگی مورد نیاز خود را تامین کنند از متقاضیان این وامها هستند.
صندوق سرمایهگذاری اسلامی
صندوق سرمایهگذاری اسلامی یکی از بخشهایی است که در نظام مالی اسلامی به سرعت رشد کرده است. در سراسر دنیا تقریبا 100صندوق سرمایهگذاری اسلامی وجود دارد. جمع کل داراییهای مدیریت شده در این صندوقها نزدیک به 5میلیارد دلار است که سالانه 12 تا 15درصد نیز رشد میکند. نظر به علاقه روزافزون به بانکداری اسلامی، تعداد صندوقهای سرمایهگذاری روزبهروز بیشتر میشود. در کشورهای غربی نیز بانکداری اسلامی علاقهمندان زیادی پیدا کرده است.
با وجود این موفقیتها، برخی از نیازهای سرمایهگذاران در این بازارها برآورده نشده و تعدادی از این صندوقها بسته شده است.
اغلب این صندوقها داراییهای شخصی، دارایی موسسات تعاونی و سرمایهگذاریهای کوچک را مورد هدف قرار دادهاند که بین 50هزار تا یکمیلیون دلار را شامل میشود.
بازارهای هدف برای صندوقهای سرمایهگذاری اسلامی متفاوت هستند. برخی از آنها سرمایههای بازارهای محلی کشور مالزی و برخی دیگر سرمایههای کشورهای حاشیه خلیجفارس را هدف قرار دادهاند. برخی دیگر به سرمایههای خاورمیانه چشم دوختهاند. در عین حال برخی از آنها برای عدم توفیق در دستیابی به بازارهای محلی و موفق نشدن در جذب سرمایههای جوامع اسلامی مورد شماتت قرار گرفتهاند.
از آغاز بهکار صندوقهای سرمایهگذاری اسلامی در دهه 1990، شاهد ایجاد شاخص سهام اعتباری به وسیله شاخص بازار اسلامی داوجونز و سری شاخص جهانی اسلامی FTSE بودهایم.
وبسایت failaka.com شرح فعالیت صندوقهای سرمایهگذاری اسلامی و فهرستی از این صندوقها را در سراسر جهان ارائه کرده است.
فلسفه بانکداری اسلامی
شریعت اسلامی تنها ربا (بهره) را حرام اعلام کرد، اما سایر درآمدهای سرمایه را ممنوع نکرده است. به عبارت دیگر هر گونه پیششرط برای انتفاع از اصل سرمایه و بدهی ممنوع اعلام شده است. براساس اصول اسلامی شیوه اجرایی و بهکارگیری سرمایه در یک پروژه و موارد ایجاد شغل از اهمیت ویژه برخوردار است.
با الهام از آیه 275 سوره دوم قرآن کریم، سوره بقره ممنوعیت کار و درآمد بدون ریسک موجب میشود که فعالیتهای مالی در اسلام داراییهای واقعی با ارزش افزوده همراه باشد.
بانکداری اسلامی بر تقسیم ریسک، دادوستد فیزیکی کالا، درگیری مستقیم با تجارت و کار، اجاره و قراردادهای ساختمانی با استفاده از عقود مختلف شرعی استوار است، همچنین بانکداری اسلامی با مدیریت دارایی به منظور افزایش درآمد عمومی است. تقسیم ریسک و مدیریت آن برای دستیابی به حاکمیت مشارکت و همکاری در انجام پروژهها یکی از اهداف بانکداری اسلامی است.
سود در اسلام پاداش نام دارد و فعالیتهای مبتنی بر تقسیم ریسک و استفاده از منابع برای بالابردن ارزش سرمایه مجاز شمرده شده است.
معاملات مالی مجاز از سوی شریعت اسلامی باید مبتنی بر ارائه کالا، خدمات و منافع باشد. این سیاست برای برخورد و تعامل بهتر سیاستهای پولی و مالی و ایجاد نظم بیشتر مورد توجه قرار دارد.
بهعلاوه اسلام اجاره دارایی و حق عمری و رقبی و دریافت اجارهبها را مجاز دانسته است
بانکداری بدون ربا در ایران
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، به منظور اسلامی شدن فعالیتبانک ها، ابتدا ربا ممنوع اعلام گردید، و پس از تنظیم قانون عملیات بانکی و تصویب آن در مجلس شورای اسلامی و تایید شورای نگهبان، بانکها موظف شدند بر اساس این قانون و آییننامه و دستورالعملهای اجرایی آن عمل کنند.
پایین بودن نرخ سود سپردههای بانکی، میتواند پیامدهای ناگواری به همراه داشته باشد، که آنها را به طور اختصار بیان مینماییم:
1 - افزایش رباخواری
از آنجا که سپردهگذاران نمیتوانند با سپردهگذاری در بانک به سود مورد نظرشان دستیابند، و برای تامین سود، قادر به سرمایهگذاری مستقیم نیز نمیباشند، سپردههای خود را وارد بازار نموده، و چنانچه ربا خواری آشکار برایشان میسر نباشد، برای دستیابی به سود تضمینی، به رباخواری مخفیانه دست میزنند، و حداقل در رعایت جوانب شرعی و پرهیز از رباخواری بیتفاوت میگردند.
2 - کاهش سپردههای بانکی
سپردهگذارانی که خود را موظف به رعایت جوانب شرعی میدانند، و نمیتوانند سود مورد نظر خود را از بانکها دریافت نمایند، به سپردهگذاری در شرکتهای مضاربهای و... -که غالبا در بخش خدمات مشغول میباشند، و طبیعتا سود بالاتری نیز کسب میکنند- پرداخته، و عمده سپردهها به جای سرازیر شدن به بانکها، در بازار جمع میگردد; در صورتی که اگر این سپردهها به بانک سپرده شوند، ضمن استفاده و تخصیص در سرمایهگذاری مفید، دست دولت را برای اعمال سیاستهای پولی بازتر ساخته، و در مواقع تورم و یا رکود، برنامهریزی، سریعتر و بهتر صورت میپذیرد. در حالی که تجمع مبالغ گزاف سپردهها در شرکتهای آزاد، چه بسا موجبات تورم را در جامعه افزایش دهد، و سود عمده را نصیب واسطهگران بازار سازد.
در پایان، توجه به این نکته ضروری است که میتوان تفاوتی آشکار بین وجوهکلان و وجوه خرد در سپردهگذاری مشاهده نمود; زیرا دارندگان وجوه کلان، غالبا به واسطه اعتماد بیشتری که به بانکها دارند، ترجیح خواهند داد، علیرغم سود کمتری که بانک به آنان پرداخت مینماید، وجوه خود را به بانک بسپارند.
2/2 - مشکلات اعطای تسهیلات و اعتبارات
پارهای از مشکلات جذب نقدینگی در بانکداری کنونی کشورمان، در اعطای تسهیلات و اعتبارات به چشم میخورد. این مشکلات عبارتند از:
1/2/2 - صورتسازی تسهیلات در چهارچوب عقود اسلامی;
2/2/2 - افزایش هزینه تسهیلات;
3/2/2 - پیچیدگی و مراحل متعدد کار تسهیلات;
4/2/2 - ضرورت نظارت بر روند کار.
1/2/2 - صورتسازی تسهیلات در چهارچوب عقود اسلامی
صرف نظر از تصور عمومی، مبنی بر عملکرد ربوی بانکها و باقی ماندن بر شیوه سابق، در حقیقت نیز آثار مشهودی از صورتسازی، و به تعبیر دیگر صوری عمل کردن بانکها ظاهر گردیده است.
در برخی از تسهیلات اعطایی بانکها، تنها نام عقد شرعی محفوظ مانده; اما از روح و واقعیت قانون و عقود خبری نیست، و فقط برای تصحیح فعالیتها و اعلام اجرای قانون عملیات بانکی، قراردادهایی در چهارچوب عقود شرعی به امضا میرسد، که رفتار بانک و دریافت کننده تسهیلات، به هیچوجه مطابق آن نیست، و الزامی نیز بر عمل کردن مطابق آن وجود ندارد; به عنوان مثال: به منظور تعمیرات مسکن، از عقد جعاله استفاده میگردد. بر اساس این قرارداد، جاعل، صاحب مسکن و عامل، بانک میباشد. بانک میبایستخود به صورت مباشر و یا غیر مباشر، توسط کسی که به او این وظیفه را واگذار میکند، منزل فرد جاعل را تعمیر نماید; اما در بانکها هم اکنون جاعل و عامل، شخص واحدی است، و وظیفه عامل نیز به فرد صاحب ملک، سپرده میشود.
آنچه در روند اعطای اینگونه تسهیلات ملاحظه میشود، فرار از اعلام نرخ مشخص بهره برای مبلغی که برای تعمیرات پرداخت گردیده، میباشد; اما ازقصد جدی برای اجرای عقد جعاله وپایبندی به لوازم آن به طور کلی خبرینیست.
از این فراتر، گاهی مشاهده میشود که در قالب عقد جعاله، تسهیلات به کسانی پرداخت میگردد که یا اصلا واجد منزل مسکونی نیستند، و یا منزل آنان نیاز به هیچگونه تعمیری ندارد، و یا اگر تعمیری هم نیاز دارد، گیرنده تسهیلات، پول را برای مصارف دیگری دریافت میدارد، و حتی به جای عامل(بانک) نیز اقدام به تعمیر نمینماید. حتی گاهی شخص به انگیزه تعمیرات، تسهیلاتی دریافت میکند; اما بعدا از آن منصرف میگردد.
در تمام موارد مذکور، در صورت علم بانک به واقعیت امر، جعاله باطل است، و بانک استحقاق ندارد مبلغی را که به صورت اقساطی از طرف جاعل(صاحب مسکن) پرداخت میگردد، دریافت نماید، و تنها میتواند اصل پولی را که برای انجام تعمیرات به جاعل پرداخت نموده، مطالبه نماید; و جاعل(دریافت کننده تسهیلات) نیز حق هیچگونه تصرفی در مبلغ دریافتی را ندارد; البته در آخرین صورتی که ذکر شد، اعطای تسهیلات بلامانع بوده; ولی جاعل اجازه تصرف در آن مبلغ را ندارد.
همچنین صورتسازی بانکها در شیوه محاسبه سود نیز مشکلاتی ایجاد میکند; مثلا: در مشارکت مدنی و فروش اقساطی مسکن، معمولا قیمتگذاریها واقعی نیست; زیرا هدف، تنها دریافت اصل مبلغ پرداختشده و سود مورد نظر، در چهارچوب قرارداد است.
با اندک تاملی در نحوه انعقاد قرارداد بانک با متقاضیان، این مطلب بوضوح روشن میگردد که بانک به هر شکل ممکن، خود را فقط در سود شریک نموده، و زیان را به عهده مشتری وامیگذارد، و یا وارد معاملات و قراردادهایی میگردد که احتمال زیان صفر است.
سؤال: آیا بانک تعهدی در مقابل زیانهای احتمالی نموده استیا نه؟
بر اساس نتایج آمار به دست آمده، از 109 نفر پاسخ دهنده پرسشنامه در ارتباط با سؤال فوق، 93 نفر در برابر زیانهای احتمالی، بانک را بدون تعهد دانستهاند، که نتیجه آن تحمیل این زیانها به دریافت کنندگان تسهیلات است.
لازم به ذکر است که یکی از مشخصههای بانکداری بدون ربا، عدم پرداختسود معین و یا دریافت آن از متقاضیان میباشد; ولی بانکداری کنونی در این جهتحرکت ننموده، و در قراردادهایی که طرفین(بانک و متقاضی تسهیلات) باید در سود و زیان شریک باشند، تنها بانک در سود شریک میگردد، و با صورتسازی و ضمیمه نمودن قراردادها و یا تعهداتی دیگر، زیان را از دوش خود برمیدارد، که این عمل باعث تصور ربوی بودن معاملات، و بعضا باعثبطلان معاملات میگردد.
صورتسازی تسهیلات، در قالب سایر عقود اسلامی، همچون مضاربه و فروش اقساطی و... نیز به صورتی چشمگیر ملاحظه میگردد; به عنوان مثال: در مورد مضاربه، بانکها به گونهای با متقاضیان، قرارداد میبندند، که تنها در سود آن سهیم گردند و زیان متوجه متقاضی گردد; و در محاسبه میزان سود نیز درصد مشخصی را از ابتدا در نظر میگیرند، که در پایان عمل مضاربه، به همراه اصل مبلغ اعطایی، از متقاضی دریافت میکنند، و مطالبه فاکتورهای خرید و فروش از آنان، چیزی نیست جز صحنهسازی و صورتسازی در قالب این عقد. از نظر جمع بندی نظر پاسخ دهندگان که خود از کارگزاران بانک میباشند، این نکته مشهود است که اکثر فاکتورها صوری بوده، و بدون انجام هرگونه معاملهای صادر شدهاند، و کارگزاران و مسؤولین بانک به این امرتوجهی نمینمایند.
در قرارداد فروش اقساطی، از آنجا که بانک، خرید کالاها را به خود متقاضیان واگذار مینماید، و آنان از طرف بانک، کالاها را خریداری نموده و سپس به خودشان میفروشند، امکان صورتسازی و جعل فاکتور بسیار زیاد است.
2/2/2 - افزایش هزینه تسهیلات
هزینههایی که دریافت کنندگان تسهیلات در بانکداری بدون ربا میپردازند، به شرح ذیل است:
1 - هزینه سود;
2 - هزینههای ثبتی;
3 - هزینههای ارزیابی و کارشناسی;
4 - هزینه وثیقهها;
5 - هزینههای بیمه;
6 - هزینه مالیاتی;
7 - هزینه فرصت مناسب.
1 - هزینه سود
در بانکداری کنونی، همه تسهیلات بانکی بجز تسهیلاتی که در قالب قرضالحسنه پرداخت میگردد، دارای هزینهای به نام سود میباشد.
بانکها در ازای تسهیلاتی که در اختیار متقاضیان قرار میدهند، بر اساس نرخ مشخصی، مبلغی به عنوان سود(نقدا و یاطی اقساط مشخصی) از آنان دریافت مینمایند، که این مبالغ در بانکداری ربوی نیز تحت عنوان بهره، با مکانیزم خاصی از دریافت کنندگان تسهیلات، دریافت میگردد.
میزان سودی که در بانکداری کنونی دریافت میگردد، در مقایسه با بهرهای که متقاضیان تسهیلات در بانکداری ربوی پرداخت مینمایند، تفاوت چشمگیری ننموده، و دریافت کنندگان تسهیلات، از پرداختسود و میزان آن، ابراز نگرانی نمیکنند. در کنار این هزینه، تنها هزینههای جنبی از جهت قانونی و احکام ویژه اسلامی قابل توجه و بررسی میباشند و در بخش راه حلها، بتفصیل درباره آن بحث میگردد.
هزینههایی، همانند هزینه خسارت تاخیر تادیه، یا خسارت عدم ایفای تعهد -که به هنگام تاخیر در پرداخت اقساط و یا تاخیر و یا عاجز شدن از تحویل کالا در معاملات سلف، که دریافت کنندگان تسهیلات، ملزم به پرداخت آن به بانک میشوند- از جمله هزینههایی است که در سبد هزینه سود تسهیلات منظور میگردند، و علاوه بر سود توافق شده، در صورت تاخیر و مانند آن باید این هزینهها به سود بانکها افزوده گردند. البته باید توجه داشت که این هزینهها و یا مشابه آن، در بانکداری ربوی نیز وجود دارد، و منظور از ذکر آنها در این بخش، صرفا توجه به اقسام هزینههای بانکداری موجود میباشد.
2 - هزینههای ثبتی
در مواردی که اخذ تسهیلات با دفاتر اسناد رسمی ارتباط پیدا میکند، و این امر در دستورالعملهای اجرایی بانکها الزامی قلمداد گشته، متقاضی تسهیلات، هزینه قابل ملاحظهای (به منظور ثبت قرارداد) به دفاتر ثبت میپردازد، که هم اکنون هزینهای معادل سی در هزار از کل مبلغ دریافتی و یا جنس تحویلی، به عنوان حقالثبت، از دریافت کننده تسهیلات اخذ میگردد; و معمولا با توجه به مبالغ کلان تسهیلات، رقم بالایی را تشکیل میدهند.
3 - هزینههای ارزیابی و کارشناسی
بانکداری بدون ربا به دلیل وظیفه واسطهگری و وکالتی که از ناحیه سپردهگذاران، در به کارگیری سپرده آنان در قالب عقود اسلامی دارد، به طور طبیعی در بخش حقیقی اقتصاد وارد میشود، و به منظور انتخاب پروژههای سودآور و مفید، و همچنین اعطای تسهیلات به کسانی که اطمینان بیشتری به کارآیی آنها وجود دارد، نیازمند به کارشناس و متخصصان زیادی است، تا ضمن شناسایی پروژههای مفید و سودآور، پروژههایی را هم که برای آنها تقاضای تسهیلات شده، مورد ارزیابی قرار دهند.
ارزیابیها در زمانهای مختلف و در پروژههای متفاوت صورت میپذیرند، و هزینههایی را برای بانک به همراه دارند، که این هزینهها غالبا به دریافت کنندگان تسهیلات تحمیل میگردد، و سبد هزینه تسهیلات آنان را سنگینتر میکند; به عنوان مثال: به منظور انعقاد قرارداد مشارکت مدنی، و اعطای تسهیلات لازم جهت اتمام ساختمان، هم اکنون برای ارزیابی و تعیین سهم بانک و میزان آورده متقاضی، در چند نوبت کارشناسان بانک به محل ساختمان مراجعه نموده، و هزینههایی را از متقاضیان تسهیلات مطالبه مینمایند; این روند در هنگام فروش اقساطی نیز ادامه دارد. در صورتی که بانکداری ربوی، تسهیلات لازم را بدون هیچگونه شرط و یا نظارتی در اختیار متقاضی گذارده، و چنانچه پروژه مورد نظر متقاضی، نیاز به کارشناسی و یا ارزیابی داشته باشد، با هزینه کمتر و توسط خود متقاضی یا کارشناسان غیر بانکی، ارزیابی میگردد. با توجه به مطالب فوق، هزینه ارزیابی و کارشناسی در بانکداری بدون ربا، به مراتب بالاتر از اینگونه هزینهها در بانکداری ربوی میباشد.
4 - هزینه وثیقهها
ازای اعطای تسهیلات، به دلیل اطمینان از بازپرداخت آنها و امکان اقدامات قانونی به استناد اسناد رسمی، وثیقهای از متقاضیان دریافت میگردد.
در بانکداری بدون ربا هم، اکنون وثیقه به چند صورت دریافت میگردد:
الف) چک;
ب) سفته;
ج) اشیای منقول یا غیر منقول.
ثبت وثیقهها دارای هزینههای سنگینی است، که تماما از متقاضیان تسهیلات دریافت میگردد; به عنوان مثال: در پایان دوره مشارکت مدنی ساختمان، پس از فروش اقساطی سهم بانک به متقاضی(صاحب مسکن)، آن مسکن باید به عنوان رهن در گرو بانک باقی بماند، و یا در معاملات سلف، وثیقهای که با سند رسمی در گرو بانک به ثبت رسیده، تا زمان پرداخت تمام بدهی نزد بانک باقی میماند، در صورتی که در بانکداری ربوی، در قبال وام، تنها سند ضمانتی دریافت میگردد، و در موارد نادری، ملک و یا چیز دیگری در گرو بانک به ثبت میرسد، و در نتیجه متقاضیان تسهیلات، هزینه کمتری میپردازند.
5 - هزینههای بیمه
در تمام قراردادهایی که در بانکداری کنونی به امضا میرسد، و تسهیلات به صورت کالا و یا اعیان خارجی تحویل متقاضی میگردد، و همچنین در قراردادهایی که متقاضی باید کالایی را%پپ تحویل بانک دهد، آن کالا و یا شیئی خارجی را به نفع خود بیمه مینماید، و هزینه بیمه به عهده متقاضی میباشد.
هر چند بیمه به دلیل فواید و محسناتی که داراست، مقبولیت عمومی داشته و اغلب افراد، کالاها و اشیای خارجی و... خود را بیمه مینمایند; ولی این هزینه در بانکداری کنونی بر هزینه تسهیلات افزوده گردیده، و کالا و آن شیء خارجی به نفع بانک و به انتخاب آن بیمه میگردد، و فرد متقاضی تسهیلات، هیچگونه اختیاری در انتخاب و اعمال سلیقه ندارد.
علاوه بر هزینه بیمه، در پارهای از قراردادها که کالا و یا شیئی خارجی به وثیقه نهاده میشود، متقاضی ملزم به بیمه کردن آن به نفع بانک میگردد، که هزینهای اضافی برای او خواهد داشت.
6 - هزینه مالیاتی
هزینه مالیات و عوارض، از زمره هزینههایی است که به هر حال افراد به هنگام نقل و انتقال(املاک؟ یا...)، به دولت و یا شهرداریها میپردازند; و از آنجا که گاهی این نقل و انتقالها در رابطه با بانک صورت میگیرد، این هزینهها نیز پرداخت میشود; ولی روند کنونی اعطای تسهیلات در بانکهای کشور، بعضا موجب تعدد مراحل نقل و انتقال و افزوده شدن بر هزینههای مالیاتی گردیده است; به عنوان مثال: کالاهایی که از خارج به نام بانک خریداری میگردد، و در گمرکات کشور، عوارض و مالیات آن توسط بانک پرداخت میشود، پس از انتقال به متقاضیان نیز این هزینهها تکرار گشته، و مجموعا همه هزینهها از آنان گرفته میشود.
7- هزینه فرصت مناسب «ناآشکار»
معمولا اعطای تسهیلات در بانکداری کنونی، در مدت زمان نسبتا طولانی و طی مقدمات و تشریفات وقتگیر، انجام میپذیرد.
تشریفاتی، همانند ثبت در دفاتر رسمی، و انعقاد قراردادهای متوالی برای دستیابی به تسهیلات، و معطلی جهت اعزام کارشناسان بانکی برای ارزیابی پروژهها، وقت زیادی از متقاضیان را به خود اختصاص میدهد، و تلاش فراوانی برای پیگیری امور مربوطه و دستیابی به تسهیلات میطلبد، که این عوامل، خود به خود موجب از دستدادن فرصتهای مناسبی میگردد، که متقاضیان میتوانستند در مسیرهای دیگری صرف نموده، و احیانا به منافع بیشتری دستیابند.
همچنین بانکها به دلیل ارتباط تنگاتنگ با سایر ارگانهای کشور، به عنوان اهرمهایی برای وصول مطالبات آنان تلقی گردیدهاند، و وجوهی، همانند مالیاتها و عوارض معوقه و... به هنگام دریافت تسهیلات از بانک، الزاما باید توسط متقاضیان پرداخت گردند، که در حالت عادی چنانچه از بانک تسهیلات گرفته نمیشد، تا مدت زمانی ملزم به پرداخت آن وجوه نبودند.
الزام به پرداخت این وجوه که میتواند تا مدتی به تاخیر افتد، این فرصت را که متقاضیان بتوانند از وجوه مذکور در موارد دلخواه استفاده کنند، از آنها سلب میکند، و هزینه فرصت مناسب متقاضیان، با این روند افزایش مییابد. بر اساس آمار به دست آمده، عده زیادی مشکل دریافت اعتبار در بانکداری کنونی را طولانی بودن مراحل آن دانستهاند.
3/2/2- پیچیدگی و مراحل متعدد کار تسهیلات
در بانکداری ربوی، تسهیلات فقط در چهارچوب وام پرداخت میگردد، و قرارداد دیگری برای دستیابی به وجوه مورد نیاز، در هر بخش وجود ندارد، و بر این اساس، تسهیلات بسادگی تقاضا شده، و بدون فوت وقت و لزوم نداشتن انعقاد قراردادهای متعدد، در اختیار متقاضیان قرار میگیرد. در صورتی که در بانکداری کنونی برای دستیابی به تسهیلات در یک بخش، مراحل متعددی باید طی شود، و قراردادهایی به امضا برسد، تا این امر، با ضوابط شرعی تطبیق کند.
در روند کلی اعطای تسهیلات، پیچیدگی، سر درگمی، معطلی و احیانا رابطه بازی مشاهده میشود.
پیچیدگی و تعدد مراحل اعطای تسهیلات، و بویژه نداشتن آزادی کامل در تصرف دلخواه و نظارت بانکها و یا مشارکت آنان در پروژهها نیز، باعث کاهش درخواست تسهیلات از بانکها -علیالخصوص در مورد متقاضیان پایبند به ضوابط شرعی- است. کمبود اطلاعات و آشنایی محدود متقاضیان تسهیلات نیز میتواند بر پیچیدگی امور و لزوم گذراندن مراحل مختلف، جهت دستیابی به تسهیلات، مورد نظر باشد که پاسخ پژوهش خواندگان پرسشنامه نیز مؤید آن است.
سؤال: به نظر شما در قالب کدام یک از عقود اسلامی میتوان بهتر و بیشتر از تسهیلات بانکی بهرهمند گردید؟
4/2/2 - ضرورت نظارت بر روندکار
روند اعطای تسهیلات در بانکداری کنونی، نیازمند نظارت جدی و پیگیر، در اجرای صحیح و جلوگیری از سوء استفادهها و تخلفات میباشد.
بانکها به منظور اطمینان از حصول سود مورد انتظار، و برای پاسخگویی به سپردهگذاران، تسهیلاتی را اعطا مینمایند که سود قطعی آنها معلوم نبوده، و یا اطمینانی به موفق بودن پروژههایی که جهت آنها تسهیلات اعطا گردیده است، وجود ندارد; لذا باگماردن کارشناسان و ناظران، روند پیشرفت کار پروژهها مورد ارزیابی قرار میگیرند، و از حیف و میل و یا استفادههای نامشروع جلوگیری میگردد.
روند نظارت در بانکداری کنونی بسیار ضعیف و ناکافی است، و به دلیل عدم اهتمام در امر نظارت، بانکداری موجود شیوههایی را اتخاذ نموده، تا بدون نیاز به نظارت، سود مورد نظر برای بانکها حاصل گردد، که در نتیجه، این تصور را در ذهنها به وجود آورده، که نظام بانکداری کنونی، همان نظام ربوی سابق است، با این تفاوت که اسمها و قالبها تغییر نموده است. به جدول و نتایجبه دست آمده از پرسشنامه ذیل توجه فرمایید:
سؤال: نحوه نظارت بانک، جهتحسن اجرای قرار داد.
× توضیح اینکه ستون سایر، مربوط به پژوهش خواندگانی میشود که یا از تسهیلات بانکی استفاده نکردهاند، و یا اینکه جواب مشخصی در این مورد ندادهاند.
تعدادی از رؤسای بانکها، عدم امکان نظارت و کمبود کارشناس را از دشواریهای بانک شمردهاند، و نظارت کامل بر عقود را جهت اجرای کامل قوانین بانکداری پیشنهاد نمودهاند.
3 - مشکلات دیگر
بانکداری کنونی در جمهوری اسلامی ایران، با مشکلات دیگری نیز مواجه است; همانند دولتی بودن بانکها، رقابت ناسالم بین بانکها، عدم هماهنگی آییننامههای داخلی بانکها با یکدیگر، نیازمندی به کادر وسیع اداری، پرداختسوبسید و... .
راه حلها
در این بخش، راه حلهایی ارائه میگردد که ناظر بر مشکلات بانکداری بدون ربا در جمهوری اسلامی، در مقایسه با بانکداری ربوی است.
1 - آموزش بانکداری
قانون عملیات بانکداری، شیوه بانکداری جدیدی را ارائه نموده، که جامعه اسلامی ما با آن آشنا نبود، و برای اجرای قوانین بانکداری، آمادگی کافی را کسب نکرده بود.
قدم نخست در بانکداری بدون ربا، حذف بهره از تمام فعالیتهای بانکی بود که این خود نیاز به دقت و آشنایی با قوانین و وجود انگیزه کافی در مجریان و... دارد. در روایات اسلامی، تاکید فراوانی از سوی ائمه اطهار(ع) بر این امر صورت گرفته است. امیر مؤمنان علی-علیهالسلام- فعالیتهای ربوی را به حرکت مورچهای تشبیه فرمودهاند، که بدون صدا در شبی تار بر روی سنگی سیاه حرکت میکند، و از دید افراد، دور بوده و کسی از حرکت آن مطلع نمیشود. ربا نیز از حساسیتی برخوردار است که بدون آموزش و آشنایی با احکام فقهی تجارت و داد و ستد، امکان دارد برای مصون ماندن از ربوی شدن معاملات و پرهیز از آثار زیانباری که ربا در زندگی افراد میگذارد، امیرالمؤمنین مکررا میفرمودند: «ایهاالناس الفقه ثم المتجر»; ابتدا آشنایی با قوانین بازرگانی و تجارت، و سپس شروع به فعالیت اقتصادی.
البته باید ضمن بهرهمندی از سیستم بانکداری بدون ربا، به گونهای از قراردادها و قوانین اسلامی استفاده نماییم، که نیاز به آموزش کمتری داشته باشد، و راه سوء استفاده و تخلف از قانون به صورتی مسدود گردد.
بر این اساس، ضرورت آموزش کافی به کارگزاران بانک و ارباب رجوع بدیهیمینماید. در پرتو این آموزشها، اهیتبانکداری اسلامی بر مردم و کارگزاران مشخص میشود، و دینداران نیز با اطمینان خاطر میتوانند با بانک همکاری کنند. آموزش کارگزاران بانک در قالب کلاسهای خاص، و برای عموم مردم از طریق رسانههای عمومی راهگشاست.
2 - ساده سازی فعالیتهای بانکی
پیچیدگی و تعددکارهایی که بانکها موظف به انجام آن میباشند، عاملی برای بیدقتی و عدم مبالات در رعایت جوانب شرعی و قانونی است، که با کاستن از امور محوله و وظایف پیچیده، میتوان بسیاری از مشکلات را حل نمود.
به منظور تسهیل فعالیتهای بانکی و بازدهی مطلوب، پیشنهاد میگردد، به جای دوازده نوع قراردادی که هم اکنون در بانکها استفاده میشود، از قراردادهای کمتری استفاده شود، بویژه از قراردادهایی که نیاز به نظارت کمتر و احیانا سود دهی مشخصی دارند. بر این اساس، از قراردادهایی، همانند 1 - مشارکت مدنی; 2-مضاربه; 3 - مزارعه; 4 - مساقات; 5 - جعاله، استفاده نگردد، تا بسیاری از مشکلاتی که غالبا در ارتباط با قراردادهای مذکور در نظام بانکی پدید آمده، مرتفع گردد، و گیرندگان اعتبار نیز آسانتر به تسهیلات مورد نظرشان دستیابند.
تقلیل قراردادهای مورد استفاده بانک به قراردادهای:
1 - قرضالحسنه;
2 - معاملات سلف;
3 - فروش اقساطی;
4 - اجاره به شرط تملیک;
5 - خرید دین;
6 - سرمایهگذاری;
7 - خرید سهام.
مهمترین مشکلات اجرایی بانکداری کنونی را حل مینماید، که به بیان پارهای از آنها میپردازیم:
الف) تقلیل قراردادها باعث کاهش نیاز بانکها به نظارت بر پروژهها و تسهیلات اعطایی میگردد، و در نتیجه، ناتوانی بانکها در نظارت کافی و مستمر جبران میگردد.
ب) با این پیشنهاد، دریافت کنندگان تسهیلات محدودیتی در به کارگیری تسهیلات نخواهند داشت، و همانند تسهیلاتی که از بانکهای ربوی دریافت مینمودند، با آزادی کامل میتوانند جهت رفع نیازهای مالی خود از تسهیلات استفاده نمایند; و تنها ممکن است محدودیت در قرارداد اجاره به شرط تملیک بروز نماید، که از این قرارداد میتوان کمتر استفاده نمود.
ج) برخی از قراردادهای بانکی، همانند قرارداد فروش اقساطی، خرید دین و قرضالحسنه، از انعطاف بیشتری برخوردارند، و در بسیاری از نیازها قابل به کارگیری میباشند. انعطاف و قابلیت زیاد این عقود، کار را برای متقاضیان تسهیلات ساده نموده، و آنان با قراردادهای پیچیده و نامانوس مواجه نخواهند شد; زیرا این قراردادها بسیار شبیه قرارداد وام در نظام ربوی هستند، و محاسبه سود در آنها نیز سادهتر میسر میگردد.
د) عدم به کارگیری قراردادهایی، مانند جعاله، مضاربه و مشارکت مدنی در بانکها، مشکل صوری بودن برخی از عملیات بانکی راحل مینماید، و قراردادها به صورت واقعی و در قالب عقود شرعی تحقق پیدا میکنند; مثلا: در قرارداد جعاله به منظور اعطای تسهیلات و رعایت پرداخت این گروه از تسهیلات در قالب عقد شرعی جعاله، از آن جهت که بانک قادر به انجام وظایف محوله، به عنوان عامل در جعاله نبوده، این وظایف را محول به جاعل(گیرنده تسهیلات) مینماید، که در اغلب مواقع این وظایف انجام نمیگیرد، و یا مطابق با قرارداد و اصول شرعی صورت نمیپذیرد; ولی در قراردادهای پیشنهادی، دستبانک و دریافت کنندگان تسهیلات، جهت اعطا و به کارگیری وجوه باز است، و از نظر اصول شرعی محدودیتی در پرداخت و یا مصرف برای آنان وجود ندارد; زیرا گیرنده با دریافت تسهیلات، مالک آن میگردد و در تمام تصرفات اجازه کافی دارد. البته لازم به تذکر است که دستورالعمل اجرایی کنونی، در بعضی از مراحل دست و پاگیر است، که باید تغییری در آن داده شود.
3 - فعال نمودن بازار اوراق شرکتهای حقوقی
بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران میتواند، همانند بازار بورس سهام، اجازه انتشار اوراق و گواهیهای شرکتهای حقوقی، همانند شرکتهای مشارکت مدنی، شرکتهای مضاربهای، معاملات سلف، فروش اقساطی و شرکتهای اجاره به شرط تملیک را صادر نماید.
تاسیس شرکتهای مزبور توسط بخش غیر دولتی و غیر بانکی و نظارت بانک مرکزی بر آنها، و همچنین الزام این شرکتها جهت تامین عمده منابع مالی خود از طریق بانکها، این امکان را به بانکها میدهد، تا با خیال آسوده به اعطای تسهیلات مورد نظر خویش بپردازند، و در جذب سپردههای مردم نیز خللی وارد نیاید.
الزام این شرکتها برای نگهداری وجوه خود در بانکها، و همچنین تامین بیشتر منابع مالی مورد نیازشان از بانکها و انعقاد قرارداد با بانک، علاوه بر عدم کاهش سپردههای بانکی، اهرم کنترل حجم پول را نیز از دستبانکها خارج نمینماید. اینشرکتها با صدور چک، منابع خود را از بانک خارج میکنند و سند وجوهی که به بانک سپردهاند نیز در دسترس میباشد. نظارت بانک مرکزی در شناسایی و ملاحظه فعالیتها، نوع معاملات آنان را سادهتر میسازد، و از طرف دیگر بر اعتبار این شرکتها افزوده و بیش از پیش رواج خواهند یافت; و در نتیجه ضمن منافعی که برای اقتصاد کشور دارند، از مشکلات بانکداری نیز کاسته میشود، و بانکها الزامی در انعقاد اینگونه قراردادها به صورت مستقیم ندارند، و وجوه خود را در جهتخرید اوراق این شرکتها مصرف مینمایند. البته لازم به توجه است که سایر نیازهای اقتصادی جامعه که این شرکتها جهت تامین آن اهتمامی نمیکنند، میتواند توسط بانکها ضمن قراردادهای مورد پذیرش بانک تامین گردد.
4 - ایجاد انگیزه سپردهگذاری در بانکها
امروز بانکها با تبلیغات جوایز بانکی، سعی در جذب سپردههای قرض الحسنه دارند. این شیوه هر چند حجم زیادی از منابع مالی را به طرف بانکها سرازیر میکند; ولی بعد دیگر موضوع; یعنی قرض الحسنه دادن، بر پایه انگیزههای معنوی را مورد غفلت قرار داده است. این بدان معنا نیست که اعلام جوایز برای حسابهای قرض الحسنه (پس انداز)، امری خلاف قانون و شرع است، بلکه ایجاد انگیزه مادی و دستیافتن به جوایز، نمیتواند همه هدفهای بانکداری بدون ربا هتسپردهگذاری قرض الحسنه را تامین نماید.
بعلاوه، تبلیغاتی اینچنین پر سر و صدا و گسترده برای به دست آوردن شانس برنده شدن، با انتظاراتی که از جامعه اسلامی میرود ناهمگون است; این تبلیغات، حسرت آفرین، غفلتزا و قناعتسوزند; ولی اگر در مسیر تبیین اجر اخروی قرض الحسنه، احسان به زیر دست و احیای روح تعاون قرار گیرند، تبلیغاتی سودمند، درسآموز و خداپسند خواهند شد.
5 - افزایش میزان تسهیلات قرضالحسنه
در حال حاضر، بانکها میتوانند به میزان 10% مجموع تسهیلات قرض الحسنه اعطا کنند. چنانچه میزان تسهیلات قرضالحسنه افزایش یابد، مثلا: 80 % از کل سپردهها به قرض الحسنه اختصاص داده شود، ضمن جلب اطمینان سپردهگذاران، مبنی بر به کارگیری سپردههایشان در مسیر قرضالحسنه، این تسهیلات افزایش چشمگیری پیدا میکند، و مردم آثار سپردهگذاری خود را به طور مشهود ملاحظه میکنند، و انگیزه بیشتری جهتسپردهگذاری مجدد پیدا خواهند نمود.
6 - اجازه معرفی مستمندان به بانکیکی از عواملی که انگیزه سپردهگذاری قرض الحسنه را قوت میبخشد این است، که اجازه داده شود توسط سپردهگذاران افرادی به منظور دریافت تسهیلات قرض الحسنه، به بانک معرفی میشوند.
اگر مردم بانکها را با این چشم بنگرند که واسطههایی جهت رساندن سپردههایشان به دست نیازمندان میباشند، و این اجازه نیز به آنها داده شود که چنین افرادی را به بانک معرفی کنند، ما شاهد رغبتبیشتری در جهتسپردهگذاری خواهیم بود.
7 - جبران کاهش ارزش پول
عامل مهمیکه در دهه اخیر از تداوم قرضالحسنه بین مردم کاسته است،پدیده تورم و کاهش ارزش پول در طی زمان است.
برای جبران کاهش ارزش پول، راههای متعددی ارائه گردیده است که هرکدام دارای محسنات و یا مشکلاتی حقوقی است، و ما به دو نمونه از آنها که مشکل کمتری دارد، و تعداد بیشتری از فقها و دانشمندان اسلامی با آن موافقند اشاره میکنیم:
الف) قرض الحسنه به صورت نقدی پرداخت نگردد. ابتدا مبلغی که به عنوان قرض الحسنه باید پرداختشود، به کالایی که میتواند به آسانی نقد گردد و قیمت آن از نوسان کمتری برخوردار میباشد تبدیل شود، و آن کالا قرض داده شود; و پس از زمان مورد نظر، مجددا آن کالا به صاحبش تحویل گردد.
ب) کاهش ارزش پول، توسط بانک مرکزی مطابق با نرخ تورم برای سپردهگذاران قرض الحسنه جبران شود، و دقیقا برای مردم تبیین گردد که این درصد اضافه، بهره و یا سود بانکی نیست، بلکه جهت جبران کاهش قدرت خرید پول به آنان پرداختشده است.
ب) ایجاد انگیزه جهتسپرده سرمایهگذاری
برای ایجاد انگیزه بیشتر جهتسپرده سرمایهگذاری، پیشنهاد میگردد این سپردهها به دو دسته کلی تقسیم شوند:
1- سپردههایی که در تسهیلات با ریسک کم و سود کمتر به کار گرفته میشوند: بانکها میتوانند سپرده این گروه از افراد را که ریسک پذیر نبوده و به سود کمتری قانع میباشند، در تسهیلاتی، مانند فروش اقساطی، معاملات سلف، اجاره به شرط تملیک و خرید دین استفاده نمایند; زیرا این قراردادها به طور طبیعی از ریسک کمتری برخوردارند، و درصد سود آنها تقریبا ثابت و معین است; چون درصد سودشان میتواند با درصدی از کل مبلغ مورد معامله محاسبه شود. و همچنین غالبا در تسهیلات کوتاه مدت به کار گرفته میشوند، و در مدت کمتری سود به همراه اصل سپرده بازپرداخت میگردد.
2- سپردههایی که در تسهیلات با ریسک زیاد و سود بالاتر به کار گرفته میشوند: سپرده کسانی که جرات ریسک در سرمایه و یا سود خود را دارند، میتواند توسط بانکها در سرمایهگذاری مستقیم و یا خرید سهام شرکتهای حقوقی و مضاربهای و... به کار گرفته شود. در اینگونه تسهیلات که معمولا بلند مدت و دارای سود بالاتری هستند، میتوان از سپرده افراد ریسک پذیر استفاده نمود، و بدون ایجاد تصور ربوی بودن فعالیتهای بانکی، به سرمایهگذاری پرداخت، و سپس سود حاصله را بین سپردهگذاران و بانک توزیع کرد.
در ضمن، بانکها میتوانند در ایجاد انگیزه سپردهگذاری برای این نوع از سپردهها، برخی از سپردههای کلان را به صورت غیر مشاع و مجزا در سرمایهگذاریها به کار گیرند، و یا به پروژههای معینی که سپردهگذاران معین میکنند، تخصیص دهند.
در این نوع از سپردهگذاری معمولا ضریب سود، بیشتر و ریسک آن نیز بالاتر خواهد بود; ولی از آنجا که ورود بانک به بخش حقیقی اقتصاد، ملموستر و محسوستر میباشد، رقابتبانک با بازار آزاد جدیتر، و اطمینان افراد با ایمان به بانک بیشتر میگردد.
ج) ایجاد انگیزه برای سپرده جاری
سپردههای جاری به عنوان قرض الحسنه به بانک سپرده میشوند، و هیچ گونه سودی برای آنها در نظر گرفته نمیشود; تنها صاحبان سپرده از امتیازهای حساب جاری (چک، نقل و انتقال وجوه و...) بهرهمند میشوند، در صورتی که در بسیاری از بانکهای ربوی، به این نوع از سپردهها نیز بهره پرداخت مینمایند.
به منظور ایجاد انگیزه بیشتر در جهتسپردهگذاری در بانکها و جذب نقدینگی توسط بانک، پیشنهاد میگردد سپردههای جاری از صورت قرضالحسنه خارج گردد، و به عنوان حساب سپرده سرمایهگذاری جاری قلمداد شود.
بانکها میتوانند سپردههای جاری را در خرید سهام شرکتهای حقوقی، مدنی، مضاربهای، و... (که قبلا اشاره شد) صرف نمایند، و یا وجوه سپرده را صرف خرید اوراق بازار بورس کنند، و به هنگام وصول چک سپردهگذار، بانک با وکالتی که از طرف سپردهگذاران دریافت نموده، سهم سپردهگذار را به قیمت روز محاسبه نموده و آن را خود بخرد، و برای وصول چک سپردهگذار، پول نقد پرداخت کند.
بانکها میتوانند به منظور سهولت کار، سود سپردههای جاری را طی یک دوره زمانی خاص، محاسبه و پرداخت نمایند.
لازم به ذکر است که در این صورت، سپردهگذاران جاری در کل سهام شرکتهای مختلف، سهیم هستند، و محاسبه میزان سهم آنان و پرداخت وجه نقد در هنگام تقاضای سپردهگذار، مجموع قیمتهای بازاری سهام کل شرکتها در نظر گرفته میشود.
هر چند احتمال ریسک در خرید اینگونه از اوراق سهام، بسیار ضعیف است; ولی بر آن اطمینان بیشتر، بانکها میتوانند اصل سرمایه سپردهگذاران را در ازای مبلغی از سود، بیمه نمایند.
با این پیشنهاد، علاوه بر رعایت اصول قانونی و شرعی، بانکها به اهرم مؤثری در جذب نقدینگی دست مییابند، و انگیزه کافی برای سپردهگذاری در افراد به وجود میآید.
بانکها در تشویق و ایجاد انگیزه سپردهگذاری جاری، میتوانند از همان شیوهای که در سپردههای سرمایهگذاری کوتاه مدت و یا بلند مدت استفاده مینمایند، در سپردههای جاری نیز به منظور برآورد سود و پرداخت آن به سپرده گذاران استفاده نمایند; زیرا در یک مقایسه ساده میتوان منابع بانک را به آبهای متراکم پشتیک سد تشبیه نمود، که از یک طرف آب از راه نهرهای متعدد وارد سد میشود، و از طرف دیگر آب از دریچههای زیر سد خارج میشود، هر چه مانده آب پشتسد بیشتر باشد، بازدهی بیشتری خواهد داشت.
منابع بانک نیز به عنوان یک واحد سیال است، که از طرفی سپردهگذاران، سپردههای خویش را به بانک میسپارند، و از طرف دیگر عدهای سپردههای خویش را برداشت میکنند; بنابراین بازدهی و سودآوری موجودی منابع بانک در طی یک دوره زمانی مشخص، قابل محاسبه دقیق میباشد.
همچنان که افزایش یا کاهش آب سد در افزایش یا کاهش بازدهی سد (مثلا: قدرت تولید برق) مؤثر است، کم یا اضافه شدن هر یک ریال به منابع بانک، در کاهش یا افزایش قدرت سود آفرینی بانک نیز مؤثر است.
بر این اساس، با حسابرسی دقیق میتوان سهم هر یک ریال را طی یک دوره زمانی مشخص محاسبه نمود. بانک، متناسب با میزان سپرده جاری و مدت زمانی که سپرده در بانک میماند، سود را محاسبه و پرداخت میکند.
روند کنونی محاسبه سود سپردههای کوتاه مدت و بلند مدت، به این منوال میباشد، و در ابتدای سپردهگذاری، سودی را علی الحساب به سپردهگذاران پرداخت میکنند، و در پایان دوره سرمایهگذاری، مازاد بر آن را(چنانچه مازادی وجود داشته باشد) به آنان پرداخت مینمایند.
این شیوه در حسابهای جاری نیز قابل اجرا میباشد. به این صورت که صاحبان حساب جاری نیز به بانک وکالت میدهند، که سپرده آنان را در بخش حقیقی اقتصاد به کار گیرد، مشروط بر اینکه هر زمان تمایل به برداشت از حساب خود داشتند، ممانعتی از سوی بانک اعمال نگردد، و بانک نیز با محاسبات و حدسها و پیشبینیهایی که دارد، سود علیالحسابی را بر حسب مبلغ و مدت این سپردهها به آنان پرداخت میکند، و در پایان دوره زمانی مشخص، پس از محاسبه دقیق سود، چنانچه مازادی بر سود علیالحساب حاصل شده باشد، به آنان پرداخت مینماید.
5 - ایجاد مراکز اطلاع رسانی و نظارت
بانک مرکزی میتواند در ارائه خدمات آموزشی، اطلاع رسانی، شناسایی و نظارت بر رعایت اصول قانونی و شرعی، مراکزی را در شهرهای بزرگ تاسیس نماید، تا وظایف ذیل را به عهده بگیرند:
الف) آموزش کارگزاران بانکی نسبتبه قانون و آییننامه و دستورالعملهایاجرایی بانکها.
ب) آشنا سازی عموم مردم نسبتبه کیفیت فعالیتهای بانکی، به وسیله تبلیغات، انتشار جزوات و میزگردهای توجیهی و پاسخ به سؤالات.
ج) اطلاع رسانی به مراجعان بانک، در سپردهگذاری و یا دریافت تسهیلات، اعلام وقت مناسب دریافت تسهیلات، اعلام نوع تسهیلات مناسب برای فعالیتهای اقتصادی مورد نظر افراد، کیفیت استفاده صحیح از تسهیلات و اعلام سود انتظاری سرمایه، خصوصا در مورد سپردههای با ریسک زیاد.
د) نظارت بر روند فعالیتهای بانکی در رسیدگی به تخلفات و تشویق کارگزاران متعهد، و توبیخ کارمندان متخلف.
از مجموع نتایجبه دست آمده از پرسشنامهها، میتوان این نکته را استنباط نمود، که مراکز اطلاعرسانی میتواند نقش بسیار حیاتی در روند اصلاح مشکلات کنونی بانکها داشته باشد.
6 - کاهش هزینه تسهیلات
با توجه به پیشنهادهای گذشته، هر چند هزینه تسهیلات پایین خواهد آمد (با توجه به کاهش قراردادهای مورد استفادهبانک و عدم نیاز به نظارت زیاد); ولی پارهای از تشریفات اداری در بانکها، هزینههایی را به متقاضیان تسهیلات تحمیل مینماید، که باید درصدد رفع این مشکل نیز برآمد.
پیشنهاد میشود کلیه امور ثبتی و اداری مربوط به وثیقهها و یا تسهیلات اعطایی، در مراکز اطلاع رسانی، زیر نظر بانک مرکزی صورت گیرند، و اجازه قانونی آن از مجلس شورای اسلامی دریافت گردد; و بانکها بدون پیوند با سایر نهادها(همانند اداره دارایی و یا شهرداریها) عمل نموده، و صرفا اصول و مقررات بانکی خود را اجرا کنند، تا از هزینه تسهیلات کاسته شود.
همچنین کسر ذخایر قانونی و احتیاطی از سپردههای سرمایهگذاری، موجب کاهش سود سپردهگذاران گردیده، که در صورت حذف الزامی بودن کسر این ذخایر، سود بیشتری نصیب سپردهگذاران میشود.



